بیسبال در بهشت(حتما بخونید)

مو و سام ، سالیان سال با هم دوست بودند ؛ سام در بستر مرگ افتاده بود و مو برای عیادت و دیدنش پیش او رفته بود.
 سام! می دونی که در طول زندگی ، من و تو بیس بال رو خیلی دوست داشتیم ، یه لطفی در حق من می کنی رفیق ؟ وقتی
رفتی بهشت ، به من بگو اونجا هم بیس بال بازی می کنند؟
 مو! من و تو سالیان طولانی دوستان خوبی برای هم بودیم ، این درخواست تو رو حتماً انجام می دم.
سام مرد... چندین شب است که از مرگ او می گذرد . مو خوابیده است ، صدایی از دور می شنود که گویی او را خطاب می کند!
مو ناگهان بلند می شود:
 کیه ؟؟
 منم سام!
 یعنی چی ؟ سام مرده!
 دارم بهت می گم من سام هستم.
 اِ...اِ... تویی ؟ کجایی؟
 من تو بهشتم ، اومدم بهت بگم که دو تا خبر برات دارم ! یکی خوب و یکی بد!
 اول خبر خوبه رو بگو.
 خبر خوب اینه که تو بهشت بیس بال هست.
 جدی می گی ؟! پس عالیه ! حالا خبر بده چیه؟؟
 تو سه شنبه تو تیم هستی!!قهقهه
/ 2 نظر / 5 بازدید
سپیده

[قهقهه][قهقهه][قهقهه] والله خوش بحالش که خودش باخبر شده از مرگش ... وااااااااااای ولی آدم وحشت میکنه[وحشتناک]

خدا کیه ؟ خدا چیه ؟

الهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم امروز برایت اینگونه دعاکردم! خدایا ! بجز خودت به دیگری واگذارش نکن! تویی پروردگار او! پس قرارده بی نیازی درنفسش ! یقین دردلش ! اخلاص درکردارش! روشنی دردیده اش! بصیرت درقلبش ! و روزى پر برکت در زندگیش آمین سلام با تاخير عيد شما هم مبارك خوشحال ميشيم به وب ما هم سر بزنيد و با نظراي قشنگ تون رونق بديد به وبلاگ مون.